السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
444
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
در روايتى آمده است كه موسى در شب بيست و يكم رمضان جان داد . « 1 » عماره گويد كه از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : موسى چگونه جان داد ؟ آن حضرت فرمودند : هنگامىكه عزرائيل نزد موسى آمد موسى از او پرسيد كه از كدام قسمت بدنم جانم را مىستانى ؟ عزرائيل گفت : از دهانت . موسى گفت : من با دهانم با خداوند رازونياز كردهام ؛ چگونه مىخواهى اين كار را بكنى ؟ عزرائيل گفت : پس ، از دو دستانت جانت را مىگيرم . موسى گفت : من با دستانم تورات را حمل كردهام . عزرائيل گفت : از چشمانت آغاز مىكنم . موسى گفت : من با چشمانم به سوى پروردگار و آياتش خيره شدهام . عزرائيل گفت : پس ، از گوشهايت شروع مىكنم . موسى گفت : من با اين گوشها كلام خدا را شنيدهام . در اين هنگام خداوند به عزرائيل فرمان داد كه موسى را به حال خويش واگذارد . پس از چندى موسى ، يوشع بن نون را جانشين خويش قرار داد و عزرائيل جان موسى را گرفت . « 2 » پس آنگاه يوشع به پند و اندرز بنى اسرائيل پرداخت و با ستمگران به ستيز پرداخت . در اين گيرودار دو تن از منافقان ، « صفورا » را كه همسر موسى و دختر شعيب بود فريفتند و او به ستيز با يوشع برخاست . صد هزار نفر گرداگرد صفورا را گرفتند تا با يوشع بجنگند . ولى يوشع در اين جنگ پيروز شد و صفورا به اسارت درآمد . يوشع پس از چندى صفورا را آزاد كرد ولى به او گفت : من دربارهى ستمى كه بر من روا داشتى در آن دنيا به موسى شكوه خواهم كرد . صفورا از كردهاش پشيمان شد و گفت : واى بر من ! اگر به بهشت نيز درآيم شرم دارم كه بر چهره پيامبر خدا بنگرم . « 3 » امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : موسى همراه هارون به سوى طور سينا راهى شدند . در ميانه راه موسى به هارون گفت كه لباسش را از تن درآورد و دو
--> ( 1 ) . بحار الانوار ج 13 ص 364 و ص 365 . ( 2 ) . امالى صدوق ، ص 192 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 13 ص 366 .